#12مهتاب از ترس به خود میلرزید و نفس نیمه هوش رو مبل افتاده بود. دخترها و پسرها مدام در گوش ان دو میخواندند که هرچه بترسند بدتر است اما انگار دست خودشان نبود محمد فکری به ذهنش رسید و سریع از خانه بیرو
برچسب:
نویسنده: متین باقریان
تاريخ: چهارشنبه
21 آذر
1397 ساعت: 17:00